تاثیر شیب غرض (Goal-Gradient Effect)
تاثیر شیب مقصود ریشه در جاریشناسی رفتاری دارااست و کلارک هال (رفتارشناس) در سال ۱۹۳۲ آن را طرح نموده است. وی متوجه شد که موشها در هزارتو با مجاورتشدن به جایزه (خوراک) سریعخیس میدوند. جذاب اینجا میباشد که بشرها نیز خلق مشابهی از خویش نماد میدهند. این تاثیر ذکر مینماید که هرچه بشر (استفاده کننده) به تک تککردن یک فعالیت مجاورتخیس خواهد شد، علتی بیشتری برای کامل شدن آن داراست و سریعخیس طراحی سایت اختصاصی پیش میرود.
در شرایطیکه هدفی دردسترس بهلحاظ رسد، یعنی درصورتی که حس کنیم به خط نقطه پايان مجاورتایم، بیشتر رغبت داریم که تمامش کنیم. دیدن نقطهی نقطه پایان (غرض پایانی) منجر میگردد که آن را شدنی و ممکن ببینیم.
این درباره ی تولیدات و تجارب دیجیتال نیز صحت مینماید. پرکردن یک نظرسنجی یا این که هیبت را درنظر بگیرید. در حالتیکه سؤالات آنقدر زیاد باشد که بهنظرتان هیچ وقت کل نمیشود، ناامید می شوید و ممکن میباشد از پرکردن آن صرفلحاظ نمایید.
به همین استدلال میباشد که طراحان تجارب استفاده کننده برای نگهداری علتی یوزرها، توسعه یا این که موقعیت کاری را که استفاده کننده اجرا میدهد، بهوضوح نشانه میدهند.
تاثیر شیب مقصود درحقیقت فلسفهی وجودی برخیاز مهم ترین المانهای UI مانند نوار توسعه و میکروکپیها یا این که به عبارتی متنهای تجارب مخاطب میباشد. متنهای دوراندیشیدهنده و تشویقکنندهای از این دست که «صرفا دو مرحله باقیمانده، ادامه بده».
ضابطه های پیاده سازی تجارب کاربری و پیاده سازی رابط کاربری
۳. تاثیر زیبایی-کاربردپذیری (Aesthetic-Usability Effect)
سؤالی وجود داراست که ذهن همه طراحان کالا را سرگرم مینماید: زیبایی یا این که کاربردپذیری؟
جواب این میباشد که هر دو باهم! هیچیک بر دیگری حق تقدم ندارد.
چنانچه محصولی کاربردی پیاده سازی گردیده باشد، خوشگل نباشد و برای بیننده جذابیت بصری نداشته باشد؛ به احتمال زیاد خیلی آیتم دقت یوزرها قرار نمیگیرد.
تاثیر زیبایی-کاربردپذیری ذکر مینماید که یوزرها گرایش دارا هستند طرحهای قشنگ و دلانگیز را کاربردیخیس بدانند.
به این ترتیب، حتی در حالتیکه ایرادات کاربردی در پیاده سازی شما وجود داشته باشد، زمانی پیاده سازی خوب و دیدنی بهحیث رسد، مشکلاتش کمتر بهدیده یوزرها می آید.
پس، پیاده سازی رابطهای مخاطب خوشگل و دیدنی، یاریتصاحب کردن از برنامه کودکانها در پیاده سازی UI و تعاملیکردن همگی ریزتعاملات نقش مهمی در ساختن تجارب استفاده کننده لذتنصیب دارااست.
براین اساس یادتان نرود که کالا دیجیتال هم بایستی قشنگ باشد و هم کاربردی.
۴. ضابطه هیک (Hick’s Law)
براساس ضابطه هیک، هرچه موردهای بیشتری به استفاده کننده ارائه خواهد شد و هرچه این آیتمها بغرنجخیس باشند، تصمیمگیری برای وی دشوارتر می گردد.
به عنوان مثال، هنگامی در منوی رستوران سی نوع خوراک وجود داشته باشد، تعیین عملا نا ممکن بهلحاظ می رسد.
در پیاده سازی فرآورده هم همینطور میباشد. چنانچه میخواهید UX کالا بهتر و طبیعی باشد، تصمیمگیری برای مخاطب را سهل وآسان فرمایید. موردهای متعددی به وی ندهید. و در شرایطی که فرآیندی خاص زمانبر و غامض میباشد، آن را به نصیبهای خردخیس و راحتخیس تقسیم فرمائید.
پس، موردهای کمتر، تصمیمگیری و اجرا وظایف موردنظر یوزرها را سریعخیس و سهل و آسانخیس مینماید. موردها را به دست کم برسانید. همینطور آیتمهای پیشنهادی را پر رنگ فرمایید تا یوزرها را در تصمیمگیری امداد کرده باشید.
۵. اصول و ضوابط یاکوب (Jakob’s Law)
یوزرها انتظار داراهستند سایتها و بقیه تولید ها دیجیتال بهسیرتکاملای پیاده سازی شوند که با تارنماهایی که در پیشین به کارگیری کردهاند، سازگار باشند. بهعبارتدیگر، یوزرها میخواهند با المانها و مسیرها و تجاربهای آشنا تعامل داشته باشند.
هنگام استعمال از هر اپلیکیشنی، معمولا همگیی ما میدانیم که می بایست چه کنیم. زیرا تمامیچیز برای ما آشنا میباشد و پیش از این آنهارا چشمایم. به عنوان مثال، می دانیم که نشانه منزل مارا به شیتی مهم میبرد یا این که زمانی روی نشانه + بزنیم، میتوانیم چیزی را اضافه کنیم.
هم اکنون فکر کنید چه می شد در صورتیکه طراحان یک کالا برخلاف این انتظارات شغل میکردند؟ یوزرها سرگردان میشدند و نمیدانستند چه می بایست میکردند.
ضابطه یاکوب می گوید که ما می بایست بهسیرتکاملای پیاده سازی کنیم که با سبکهای فرضی یوزرها (تیمای از احتمالات، باورها و انتظارات درخصوص نحوهی کوشش کالا) سازگار باشد.
بدین ترتیب، عملکرد نمایید براساس سبکهای خیالی و آشنای یوزرها پیاده سازی نمائید، به عبارتی سبکهایی که یوزرها در همگیی وب سایتها و نرم افزارها دیدند و می بینند و خواهند روءیت کرد. منوها را در بالای برگه یا این که سمت چپ قرار دهید، از آیکونهای آشنا استعمال فرمائید و تعاملات شناخت برای یوزرها بسازید.
تاثیر شیب غرض (Goal-Gradient Effect)
تاثیر شیب مقصود ریشه در جاریشناسی رفتاری دارااست و کلارک هال (رفتارشناس) در سال ۱۹۳۲ آن را طرح نموده است. وی متوجه شد که موشها در هزارتو با مجاورتشدن به جایزه (خوراک) سریعخیس میدوند. جذاب اینجا میباشد که بشرها نیز خلق مشابهی از خویش نماد میدهند. این تاثیر ذکر مینماید که هرچه بشر (استفاده کننده) به تک تککردن یک فعالیت مجاورتخیس خواهد شد، علتی بیشتری برای کامل شدن آن داراست و سریعخیس طراحی سایت اختصاصی پیش میرود.
در شرایطیکه هدفی دردسترس بهلحاظ رسد، یعنی درصورتی که حس کنیم به خط نقطه پايان مجاورتایم، بیشتر رغبت داریم که تمامش کنیم. دیدن نقطهی نقطه پایان (غرض پایانی) منجر میگردد که آن را شدنی و ممکن ببینیم.
این درباره ی تولیدات و تجارب دیجیتال نیز صحت مینماید. پرکردن یک نظرسنجی یا این که هیبت را درنظر بگیرید. در حالتیکه سؤالات آنقدر زیاد باشد که بهنظرتان هیچ وقت کل نمیشود، ناامید می شوید و ممکن میباشد از پرکردن آن صرفلحاظ نمایید.
به همین استدلال میباشد که طراحان تجارب استفاده کننده برای نگهداری علتی یوزرها، توسعه یا این که موقعیت کاری را که استفاده کننده اجرا میدهد، بهوضوح نشانه میدهند.
تاثیر شیب مقصود درحقیقت فلسفهی وجودی برخیاز مهم ترین المانهای UI مانند نوار توسعه و میکروکپیها یا این که به عبارتی متنهای تجارب مخاطب میباشد. متنهای دوراندیشیدهنده و تشویقکنندهای از این دست که «صرفا دو مرحله باقیمانده، ادامه بده».
ضابطه های پیاده سازی تجارب کاربری و پیاده سازی رابط کاربری
۳. تاثیر زیبایی-کاربردپذیری (Aesthetic-Usability Effect)
سؤالی وجود داراست که ذهن همه طراحان کالا را سرگرم مینماید: زیبایی یا این که کاربردپذیری؟
جواب این میباشد که هر دو باهم! هیچیک بر دیگری حق تقدم ندارد.
چنانچه محصولی کاربردی پیاده سازی گردیده باشد، خوشگل نباشد و برای بیننده جذابیت بصری نداشته باشد؛ به احتمال زیاد خیلی آیتم دقت یوزرها قرار نمیگیرد.
تاثیر زیبایی-کاربردپذیری ذکر مینماید که یوزرها گرایش دارا هستند طرحهای قشنگ و دلانگیز را کاربردیخیس بدانند.
به این ترتیب، حتی در حالتیکه ایرادات کاربردی در پیاده سازی شما وجود داشته باشد، زمانی پیاده سازی خوب و دیدنی بهحیث رسد، مشکلاتش کمتر بهدیده یوزرها می آید.
پس، پیاده سازی رابطهای مخاطب خوشگل و دیدنی، یاریتصاحب کردن از برنامه کودکانها در پیاده سازی UI و تعاملیکردن همگی ریزتعاملات نقش مهمی در ساختن تجارب استفاده کننده لذتنصیب دارااست.
براین اساس یادتان نرود که کالا دیجیتال هم بایستی قشنگ باشد و هم کاربردی.
۴. ضابطه هیک (Hick’s Law)
براساس ضابطه هیک، هرچه موردهای بیشتری به استفاده کننده ارائه خواهد شد و هرچه این آیتمها بغرنجخیس باشند، تصمیمگیری برای وی دشوارتر می گردد.
به عنوان مثال، هنگامی در منوی رستوران سی نوع خوراک وجود داشته باشد، تعیین عملا نا ممکن بهلحاظ می رسد.
در پیاده سازی فرآورده هم همینطور میباشد. چنانچه میخواهید UX کالا بهتر و طبیعی باشد، تصمیمگیری برای مخاطب را سهل وآسان فرمایید. موردهای متعددی به وی ندهید. و در شرایطی که فرآیندی خاص زمانبر و غامض میباشد، آن را به نصیبهای خردخیس و راحتخیس تقسیم فرمائید.
پس، موردهای کمتر، تصمیمگیری و اجرا وظایف موردنظر یوزرها را سریعخیس و سهل و آسانخیس مینماید. موردها را به دست کم برسانید. همینطور آیتمهای پیشنهادی را پر رنگ فرمایید تا یوزرها را در تصمیمگیری امداد کرده باشید.
۵. اصول و ضوابط یاکوب (Jakob’s Law)
یوزرها انتظار داراهستند سایتها و بقیه تولید ها دیجیتال بهسیرتکاملای پیاده سازی شوند که با تارنماهایی که در پیشین به کارگیری کردهاند، سازگار باشند. بهعبارتدیگر، یوزرها میخواهند با المانها و مسیرها و تجاربهای آشنا تعامل داشته باشند.
هنگام استعمال از هر اپلیکیشنی، معمولا همگیی ما میدانیم که می بایست چه کنیم. زیرا تمامیچیز برای ما آشنا میباشد و پیش از این آنهارا چشمایم. به عنوان مثال، می دانیم که نشانه منزل مارا به شیتی مهم میبرد یا این که زمانی روی نشانه + بزنیم، میتوانیم چیزی را اضافه کنیم.
هم اکنون فکر کنید چه می شد در صورتیکه طراحان یک کالا برخلاف این انتظارات شغل میکردند؟ یوزرها سرگردان میشدند و نمیدانستند چه می بایست میکردند.
ضابطه یاکوب می گوید که ما می بایست بهسیرتکاملای پیاده سازی کنیم که با سبکهای فرضی یوزرها (تیمای از احتمالات، باورها و انتظارات درخصوص نحوهی کوشش کالا) سازگار باشد.
بدین ترتیب، عملکرد نمایید براساس سبکهای خیالی و آشنای یوزرها پیاده سازی نمائید، به عبارتی سبکهایی که یوزرها در همگیی وب سایتها و نرم افزارها دیدند و می بینند و خواهند روءیت کرد. منوها را در بالای برگه یا این که سمت چپ قرار دهید، از آیکونهای آشنا استعمال فرمائید و تعاملات شناخت برای یوزرها بسازید.

به روزرسانی و تقویت محتوا